توی حال و هوای عید و سال نو، دیدن یه فیلم خوش رنگ و لعاب حسابی میچسبه. اینبار نتفیلیکس با یه فیلم کمدی رمانتیک کریسمسی حواسمونو از اطراف پرت میکنه و ما رو میبره به دنیای رنگین کمونیه خودش.
داستانک


فیلم «جابه جایی شازده خانم» با رسیدن کارت دعوت مسابقه شیرینی پزی، به «استیسی» شروع میشه. اون راهیه کشور «بِلگراویا» میشه تا با شرکت توی این مسابقه حال و هواش عوض بشه و غم بهم خوردن رابطه ش با دوست پسرشو فراموش کنه. ازقضای روزگار با نامزد شاهزاده این کشور لیدی «مارگارت» برخورد میکنه و بخاطر شباهتشون بهم قرار میشه برای یه روز جاهاشونو باهم عوض کنن تا دوشس یکمی هم از احوالات مردم عادی باخبرشه.
ریز نقدک

این بار با کمدی رمانتیک شاد و شنگولی طرفیم که با انتخاب تم پر طرفدار هویت مخفی سعی میکنه یه هیجانی هم به داستان بده. درسته که با هیچ ایده بکر و نابی قرار نیس روبه رو بشیم ولی همین فضای گوگولی مگولیِ فیلم برای خوب کردن حالمون کافیه.
داستان فیلم «جابه جایی شازده خانم» هیچ پیچ و خمی نداره و قرار هم نیس حرصمون بده و رسالتش فقط اینه که کمتر از دو ساعت سرگرممون کنه و کاملا هم به هدفش میرسه.

چه استیسی خانم مثلا همیشه با برنامه و چه مارگارت دوشس سرخوشِ خوش خیال، هردو به اندازه کافی اونقدر دوست داشتنی هستن که دلمون بخواد باهاشون همراه بشیم. اما شخصیت پردازیشون اونقدری که لازم بوده ازهم متفاوت نیس و بیشترین میزان تفاوتشون توی لهجه بریتش و امریکنشون دیده میشه. حتی با تمام تلاشی که برای فرق گذاشتن توی استایلشون شده، بازم نتونستن به اون میزانی که لازمه تفاوت بارزی بین دو نفر بذارن. شاید اینجوری حتی بار کمدیِ فیلم هم بیشتر میشد و در مقایسه با فیلمهای کمدیِ از این دست، کم کاری شده. انگار نویسنده میخواست با شیرین کردن هردوتا نقش بیننده رو به یه میزان شیفته هردونفرکنه، مخصوصا که کاراکتر دوشس بانمکتر بود و جای مانور بیشتری داشت ولی پرداخت کمتری روی اون شد.


حضور شاهزاده «ادوارد» و «کِوین» دوست صمیمی استیسی هم تونسته بود بخش عاشقانه داستان رو کامل کنه. هرچند که به شاهزاده زمان بیشتری داده شده بود و عملا کوین نخودی بود. در واقع مارگارت و کوین نقشهای فرعی داستان بودن که کاش بیشتر بهشون پرداخته میشد تا حداقل وسط تمام کلیشه های موجود شاهد یه تابوشکنیِ تکراری ولی اثرگذار باشیم. به خصوص که زوجشون جذابتر و بامزه تر از آب در اومده بود.

با توجه به اینکه بیشترین شناخت از «وَنِسا هاجِنز» بازی توی فیلم تینیجری «دبیرستان موسیقی»ه، آنچنان توقع بازیگریِ شگفت انگیزی هم ازش نمیرفت ولی درحد و اندازه خودش تمام تلاششو کرده بود که دوتا کاراکترو ازهم متفاوت بازی کنه و بریتیش صحبت کردنش از بامزه ترین لحظات فیلم «جابه جایی شازده خانم» بود. اما واقعا حیف که به مارگارت زمان کمتری داده بودن چون کاراکترشو خیلی کمدی تر بازی کرده بود. درکنار تفاوت بازیِ سیندرلا و راپونزلی ش که با تمام تلاشش بخاطر شخصیت پردازی ضعیف هردو کاراکتر اونقدرا هم فاحش نبود، تونسته بود اون شیمی عالی و باورپذیری رو که لازمه هر فیلم رمانتیکیه با هر دوتا نقش مرد به یه اندازه داشته و باید گفت این بخش مهمترین نقطه قوت بازیش بود.

«سَم پالادیو» ستاره سریال «نَشویل» دقیقا خود پرنس چارمینگ قصه ها بود. بدون نیاز به هیچ بالا پایینی و همین که واقعا تونسته بود مث قصه ها جذاب باشه کفایت میکرد. چون با به زور قالب کردن یه بازیگر نچسب و ایکبیری به عنوان یه دلربای مکش مرگ ما توی اینجور فیلمها جز شکنجه دادن بیننده هیچ ثمر دیگه ای حاصل نمیشه! این دقیقا در مورد «نیک سِگار» هم صدق میکنه. اون که بیشتر نخودیِ فیلم بود، با همون چندتا لبخندش دلبری لازمو کرد و همون دکور خوش بر و رویی بود که باید به فیلم رنگ و لعاب کافی رو میداد.

اما چیزی که واقعا به فیلم حس و حال دوست داشتنی داد تا بیننده رو جذب خودش کنه، فضای رنگ وارنگ محیط بود. از قصر و دکوراسیون سلطنتیِ خوش رنگش گرفته تا دهکده و همه آدمای جور واجور بیرون، همه و همه سرشار از رنگهای شاد و چشمگیرن که حتی دیدنشونم به آدم حس خوبی میده. با این حال و هوای کریسمسی بیننده هم به وجد میاد.
فیلم چالش خاصی نداشته که کارگردان درگیرش بشه. همین انتخاب درست بازیگرا خودش امیدوار کننده است و اونقدری این کارگردان فیلم تلویزیونی ساخته که قلق بیننده ها دستش باشه و بدونه چه جوری باید دل مخاطبشو به دست بیاره.
فیلم «جابه جایی شازده خانم»، با جابه جا کردنمون از دنیای زمخت دور و اطرافمون و بردنمون به یه دنیای فانتزیِ شاد و شنگول یه حس و حال خوشی بهمون میده. زنگ تفریحیه که حسابی دورهم سرگممون میکنه. بدون هیچ ابتکار و خلاقیتی فقط با حرص ندادن بیننده باعث میشه از دیدن این کلیشه تکراریِ خوش رنگ و لعاب لذت ببرین.
دوتا از سکانسهای بامزه فیلم «جابه جایی شازده خانم»

- اولین رودررویی استیسی با پرنس ادوارد
- اولین دیدار دوشس و کوین























