دیدن سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» رو بخاطر نویسنده و اکیپ قویِ بازیگریش شروع کردم. خوشبختانه سریال رو به دور از تمام تب و تابی دیدم که در حین پخشش دچارش بود. اما آیا این بارم نویسنده تونسته به موفقیت کارهای قبلیش دست پیدا کنه یا نه؟
داستانک
فلوتی با قدرتهای خارق العاده وجود داره. در سال ۱۹۹۴ شاهزاده «لی ریم» برای تصاحب اون فلوت دست به قتل برادرِ امپراطور و برادرزاده ی ولیعهدش میزنه. به طور نامعلومی شخص مرموزی ولیعهد کوچولو رو نجات میده و تنها ردی که ازش باقی میمونه، کارت افسر پلیس زنی به نام «جونگ ته ئول» ئه که تاریخ سال ۲۰۱۹ روش خورده. لی ریم در حین فرار به دروازه ی بین جهانهای موازی برمیخوره و وارد دنیایی موازیِ دنیای خودش میشه. بعد از بیست و پنج سال ولیعهد که به امپراطوری رسیده اتفاقی سر از اون دنیای موازی درمیاره و با اون افسر پلیسی که کارتش رو داره رو به رو میشه. چه ارتباطی بین پلیسیِ این دنیا و این زمان با اون اتفاق در اون دنیا و اون تاریخ وجود داره؟ راز پشت جهانهای موازی چیه؟
نقدک
اول از همه بگم با اینکه مخالفای «کیم اون سوک»، اون رو به عنوان یه نویسنده تجاری که فقط سریالهایی رو نوشته که زرق و برق زیاد داشته و داستان پر مغزی نداشته جلوه میدن، ولی من به عنوان یه طرفدار، همیشه اون رو تحسین کردم چراکه مخاطب خودشو میشناسه و میدونه در چه زمانی چه داستانی بنویسه تا رضایت بیننده هاشو بدست بیاره. اما در همین ابتدای مقاله باید بگم سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» ضعیفترین کار این نویسنده ست.

سریال اولین ضربه رو از تعداد زیاد اپیزوداش خورده. چون خط داستانیِ اصلی یا به اصطلاح فیلمنامه نویسی (شاهپیرنگ داستان) ظرفیت این تعداد اپیزود رو نداره. داستانهای فرعی هم اون کشش لازم رو ندارن و صرفا برای آب بستن به سریال بودن و توی پیش برد قصه اصلی عملا نقشی نداشتن.

ضربه دومی که منِ بیننده، بالاخص طرفدار این نویسنده رو از همون اپیزودهای ابتدایی کله پا کرد، داستان عاشقانه ی دم دستی و سطحیِ سریال بود که بخاطر نبود پس زمینه تاثیرگذار و قابل قبول حتی تا اپیزودهای آخر هم نتونست توی من اشتیاقی برای دیدنش به وجود بیاره.

نویسنده ی عزیزم ضربه ی آخر رو با شخصیت پردازیِ ضعیف کاراکترهای اصلی و خلق شخصیتهای فرعی اضافه که بود و نبودشون عملا توی داستان تاثیری نمیذاره، زد!
البته تمام این ناامیدی بخاطر پیشینه ی درست و درمونیه که از نویسنده داریم و سطح توقعمون ازش بالا بوده و این کار ضعیف رو نه درخور خودش و نه مناسب کادر قویِ بازیگریش میدونیم.

اما جدا از تمام ضعفهای جدیِ فیلمنامه، من کیم اون سوک رو بخاطر شجاعتش توی امتحان کردن کانسبتهای مختلف و ورود به ژانرها و داستانهای متفاوت تحسین میکنم. ولی باز هم به عنوان کسی که پیگیر کارهاشم، باید بگم این سریال اصلا درحد و اندازه ی اون نبود.
سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» هیجان انگیز شروع میشه و با معماهایی که از همون اپیزود اول مطرح میکنه، بیننده رو درگیر خط داستانیِ اصلی میکنه.
فلوتی که قدرتهای ماورایی داره، عمویی که پیر نمیشه، دروازه ای که دوتا دنیا رو بهم وصل میکنه، نویسنده با همین المانها قلابشو میندازه و بیننده ش رو کنجکاو میکنه.

اما از جایی که سیرِ عاشقانه ی داستان استارت میخوره، قصه از ریتم میفته. هرچی نویسنده توی بخش تریلر و هیجانی تونسته مخاطبش رو تا حدودی جلب کنه، توی ارتباطِ زوج اصلی لنگ میزنه. از اواسط سریال، باز پیچشهای داستانی یکم به نجات سریال میاد ولی قسمتهای پایانیش عملا آب بستن به قصه ست.
ضعف شخصیت پردازی از همون ابتدا با ورود کارکتر بزرگسال امپراطور به داستان شروع میشه.

«لی گون» امپراطوریه که نه تنها شاهد به قتل رسیدن پدرش به دست عموشه بلکه داشته توسط همون عمو کشته میشده.
خیلی کوتاه میبینیم که این ضربه در کودکیش روی روحیه ش تاثیر گذاشته ولی توی بزرگسالی با تغییر صد و هشتاد درجه ایِ شخصیتش رو به رو میشیم. امپراطور با مزه ای که خیلی هم شاد و شنگوله و هیچ ربطی به اون بچه ی هفت ساله ای نداره که یه همچون قتل فجیعی رو دیده.
من قبلا به این نقطه ضعف سر سریال «او زیبا بود» هم اشاره کرده بودم. این تغییر فاحش بین شخصیتِ کودکی و بزرگسالیِ یه کاراکتر واقعا توی ذوق میزنه مگر اینکه براش دلیل موجهی گفته بشه.

ریاضیدانیِ امپراطور و هوش و ذکاوتش هم با یه سری فرمولهای پیچیده که رو تخته های کتابخونه ش نوشته شده نشون داده میشه تا بیننده بپذیره، امپراطور حق داشته سریع وجود دنیاهای موازی رو قبول کنه.
«جونگ ته ئول» افسر پلیسیِ که روحشم از دو دنیای موازی خبر نداره اما کارت خدمتش به طرز اسرارآمیزی بیست و پنج سال پیش موقع نجات امپراطور سر از اونجا درآورده.

شخصیت ته ئول برخلاف کاراکترهای زن همیشگیِ سریالهای کره ایه که در موضع ضعف قرار دارن و منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفیدشونن، تکواندوکاره و پلیس قابلی هم هست. در همین حین دست سرنوشت جونگ ته ئول رو پیش پای امپراطور میذاره تا پادشاه بعد از بیست و پنج سال بالاخره با صاحب عکسی که موقع نجات مرموزش بدست آورده، رو به رو بشه.

از اینجا رابطه ی سطحی و بی عمق امپراطور و ته ئول شروع میشه. درسته علاقه امپراطور به ته ئول اونم بخاطر فقط اون کارتی که دستشه هیچ جوری راضی کننده نیس ولی علاقه پیدا کردن ته ئول به امپراطور از اینم بی منطق تره.
چرا ته ئول باید عاشق امپراطور بشه؟ چه پیش زمینه ای دارن؟ ته ئول به جز قد و قیافه و مال و منال چه چیزی توی امپراطور میبینه که گرفتارش میشه؟ یعنی هیچ پیش زمینه ی تاثیرگذاری بین این دو نفر وجود نداره که به این رابطه معنا بده.

این بار از مهر و امضای نویسنده که زوج دوم جذاب و نقش دوم مرد گیراست، فقط کاراکتر «کانگ شین جه» به عنوان نقش دوم مرد به دل میشینه. برخلاف سریال «نسل خورشید» که من عملا بخاطر زوج دومش نگاه کردم؛ و سریال «گوبلین» که زوج دومش یکی از دوست داشتنی ترین زوجهای تاریخ سریال سازیِ کره ست، سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» نه تنها زوج دومی نداره که داستان فرعیش بیننده رو به خودش جذب کنه، بلکه زوج اصلیشم اشتیاقی در بیننده به وجود نمیاره.
برعکس رابطه ی امپراطور و ته ئول که خط داستانیِ ضعیفی داره، رابطه ته ئول با کانگ شین جه هم منطقیه هم عمق داره، درنتیجه کاملا به دل میشینه. شین جه همکار ته ئول و دوست دوران بچگیشه که از نوجوونی مخفیانه ته ئول رو دوس داشته اما هیچ وقت احساساتشو بروز نداده.

پیچیدگیِ شخصیتیِ کاراکتر شین جه حتی از دوتا نقش اصلی هم بیشتره. چه پیش زمینه ای که برای گذشته ش طراحی شده و چه چالشی که بعدها باهاش رو به رو میشه، همه از اون کاراکتری ساخته که یه سر و گردن از بقیه ی شخصیتها بالاتره. با اینکه ما رو تا حدودی دچار سندروم نقش دوم میکنه اما خوشبختانه به اندازه ی سریالهای قبلیِ نویسنده مخصوصا «وارثان» داغ دلمون نمیشه.

در مقابل شین جه که نقش دوم مرد تاثیرگذاری رو در داستان داره، با «جو یونگ» مواجه میشیم که وجودش تاثیر چندانی توی روند قصه نمیذاره. اون به عنوان دوست قدیمیِ امپراطور و رئیس گارد سلطنتی همیشه کنار امپراطوره. شاید حضور یه همچین کاراکتری از ملزومات داستان باشه ولی با توجه به بازیگری که برای نقشش انتخاب شده من حداقل توقع نقش معنی دار تری رو داشتم. که البته وجود همزادش و رودرویی شون باهم واقعا به بالا بردن بار کمدیِ قصه کمک زیادی کرده و در قسمت پایانی حضورش کمی مهمتر شده.

نکته ای که جلوی به قهقرا رفتن کامل داستان سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» رو گرفته وجود کاراکترای منفیِ رذله. در کنار سه کاراکتر اصلیِ داستان که بار مثبت شخصیتها رو به دوش میکشن، «لی ریم» به عنوان نقش منفی تضاد خوبی رو ساخته. اون چون برادر ناتنیِ امپراطور مقتول حساب میشده با عقده ی قدرت و سلطنت بزرگ شده و به اندازه کافی انگیزه برای اعمال شومش داره. رذالتش هم به حدی هست که توی دل بیننده دلهره به وجود بیاره.

وجود کاراکتر خاکستریِ «نخست وزیر کو» هم برای سنگین تر کردن کفه ی منفیِ داستان کمک کننده بوده. نخست وزیر کو که از یه خونواده معمولی خودش رو به این منصب رسونده تمام تلاشش رو میکنه که به جایگاه ملکه برسونه و دوره ی قدرتش رو ابدی کنه. نخست وزیر کو نه به اندازه شاهزاده لی ریم رذالت مشهود داره که سیاه سیاه باشه، نه بخاطر حیله گریش ذات لطیفی داره که دوست داشتنی باشه؛ اما همین شخصیت بالانس شده ش به حد کافی بیننده رو حرص میده که دنبال پیروزیِ کاراکترای مثبت سریال باشه.

با اینکه تمام کاراکترای داستان به خاطر ما به ازایی که در جهان موازیِ رو به روشون دارن، خط داستانیِ فرعیِ زیادی تولید کردن، اما این تعدد زیاد کاراکترهای حتی بی ربط، بازم نتونسته به نجات ریتم کند سریال بیاد. چراکه هیچ گسترش چشمگیری توی شخصیت پردازیِ کاراکترا دیده نمیشه و درحد تیپ باقی میمونن.
پایان بندیِ سریال هم بخاطر کشدار بودن داستانی که اصلا گنجایش این تعداد اپیزود رو نداشت بیشتر از اینکه به دل بشینه حوصله سر بره. اگر سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» به جای شونزده قسمت توی ده قسمت یا حتی کمتر جمع میشد، قطعا تماشایی تر میبود. مشخصه خیلی از قسمتها برای تبلیغات بوده و صرفا برای تامین بودجه ی سنگینی که ساخت سریال داشته فیلمبرداری شده.
البته تمام این ریزبینی ای که به فیلمنامه و داستان میشه نه فقط بخاطر کیم اون سوک در مقام نویسنده که بخاطر حضور بازیگرای به نامیِ که توقعمون رو از کار بالاتر هم بردن.

«لی مینهو» که درخشش رو با کاراکتر «گو جون پیو»ی سریال «پسران برتر از گل» شروع کرد؛ قبلا هم توی سریال «وارثان» با این نویسنده همکاری داشته که با وجود تینجری بودن فضای داستان، کار خوب و پر بیننده ای هم از آب دراومدش. اما این بار در «پادشاه: سلطنت ابدی» با چالش چندانی رو به رو نبود. چون کاراکتر «لی گون» یا همون امپراطور پیچیدگیِ خاصی نداشت. قد و بالا و چهره ی جذاب مینهو برای تو دلبرو کردن کاراکترش کافی بود. هرچند که بخاطر تواناییِ بالای بدنیش، صحنه های اکشن سریال باورپذیرتر شده اما بازیِ گرمشه که کاراکتر امپراطور رو دلنشین تر کرده. با این حال به عنوان طرفدارش منتظرم فیلمنامه های قوی تر و چالش برانگیز تری رو انتخاب کنه تا مهارت بازیگرش بیشتر به چشم بیاد.

درمقابلش «کیم گو اون» قرار داره که اولین بار بخاطر چهره طبیعی و بدون عملش با حضور در سریال «پنیر در تله» گام جدیدی رو در کاراکترای نقش اول زن برداشت. گو اون هم قبلا در سریال پربیننده و فوق العاده جذاب «گوبلین» با این نویسنده همکاری کرده بود ولی برخلاف اون سریال که پارتنر بینظیری برای «گونگ یو» بود، اصلا با مینهو شیمیِ دلچسبی نساخته بودن.
گو اون از پس قسمتهای اکشن خوب بر اومده ، تونسته کاراکتر «گونگ ته ئول» رو طوری در بیاره که به دل مخاطب بشینه و دوستش داشته باشیم اما به طرز عجیبی با اینکه با بازیگرای دیگه هماهنگیِ خوبی داشت ولی به عنوان پارتنرِ عاطفی اصلا نتونسته بود با مینهو بده بستون احساسیِ تاثیرگذاری خلق کنه.

با اینکه مینهو طبق معمول با بازیِ چشمیِ بی نقصش سعی کرده بود علاقه ی امپراطور رو به ته ئول نشون بده، ولی بازیِ گو اون در برابر مینهو سردیِ غریبی داره که حتی گرمیِ بازیِ اون رو خنثی میکنه.
گو اون نه فقط در مقایسه با دو سریالهای قبلیش پارتنر سرد و بی اشتیاقی به نظر میرسه بلکه در مقایسه با هماهنگی ای که توی همین سریال با بازیگر نقش شین جه یعنی «کیم کیونگ نام» هم داشت، اصلا با مینهو هماهنگ نبود. البته از اول هم قبول همکاریِ دوباره با نویسنده ی سریال گوبلین، قطعا برای گو اون چالش سختی بوده چراکه با توجه به توفیقی که نصیب اون سریال شد، دائما تمام کادر قبلی با اون کارشون مقایسه میشن. البته این شجاعتش رو که پذیرفت رقیب بازیِ قبلی خودش بشه، باید تحسین کرد.
«کیم کیونگ نام» که در اوایل سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» به نظر نمیاد کاراکتر مهمی داشته باشه، اما با رو شدن معماهای پشت پرده کم کم نقش پر رنگ تری پیدا میکنه و به همین نسبت هم بازیش بیشتر به چشم میاد.

به حق که زوجش با گو اون خیلی دلنشین تر از زوج اصلی در اومده. اون با بازیِ زیرپوستیش، به خصوص بازیِ چشمیِ تاثیرگذارش هم از پس پارتهای احساسیِ داستان براومده هم خوددرگیریِ درونیِ کاراکترش رو نشون داده. مخصوصا در موقعیتهایی که کاراکترش با مادرش رو به رو میشد.
از وقتی که خبر همکاری «وو دوهان» با سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» بیرون اومد، منتظر بودم با شخصیت تاثیرگذاری مثل فرشته ی مرگ که «لی دونگ ووک» توی سریال گوبلین بازیش میکرد، رو به رو بشم. اما متاسفانه کاراکتر «جو یونگ» در عین جذابیت و خفنیش اصلا به تاثیرگذاری ای که فکر میکردم نبود.

با این حال وو دوهان به معنای واقعی کلمه به هردو کاراکترش هویت داد. چالشی که دوهان از همه ی بازیگرا بیشتر باهاش رو به رو شد، بازی در دو نقش متفاوت به طور همزمان بود. دوهان طوری هر دو کاراکترش رو بازی میکنه که عملا توی صحنه هایی که حضور داره بازیِ بازیگرای دیگه به چشم نمیاد. به جرات ستاره ی سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» وو دوهانه.

با توجه به اینکه من از سریال «نُه آخر دو بیرون» طرفدار «لی جانگ جین» بودم باید بگم این مرد به قدری کارکشته هست که از پس هر مدل نقشی بربیاد. اون رو که بیشتر توی نقشهای مثبت دیدیم این بار با خنده های خبیثانه ش در نقش کاراکتری منفی میبینیم که چهره ی رذل شاهزاده «لی ریم» رو به تصویر میکشه. جانگ جین تونسته در عین پلید بودن، ابهتِ پشت کاراکتر لی ریم رو نشون بده. و همین نکته به هیجان انگیزتر کردن فضای داستان کمک زیادی کرده؛ چراکه نقش منفیِ قدرتمند و تاثیرگذار از عوامل مهم داستانهای تریلر و هیجان انگیزه.

با اینکه شخصیت پردازیِ هردو نقش منفیِ داستان از اواسط سریال افت میکنه ولی باز هم بازیِ «جانگ اون چه» در نقش «نخست وزیر کو» به اندازه ای شرورانه هست که کاراکترش رو غیر قابل تحمل کنه. خنده های رو اعصابش در طول سریال واقعا حرص بیننده رو درمیاره و نگاههای خیره ش خشمشو نشون میده. اما بازم بازیگری که صحنه رو از همه میدزده و بیشترین افتخار رو نصیب خودش میکنه وو دوهانه.

اوایل سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» وجود شباهتهایی به سریال گوبلین برام ذوق آور بود چون تداعی کننده لخاطرات شیرین قبلی بود.
ولی این تکرار و کپی کاری انقد زیاد اتفاق میفته که عملا سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» به نسخه ی ضعیفی از سریال گوبلین تبدیل میشه. حتی موزیک متنِ سریال هم از موزیک متن معروفِ گوبلین وام گرفته شده.
نه تنها فیلمبرداری حرفه ای و طراحیِ صحنه ی دیدنی نتونسته به نجات نقطه ضعفهای سریال بیاد بلکه وجود سه کارگردان پشت دوربین هم نتونسته حفره های فیلمنامه رو بپوشونه. حداقل از دو کارگردان با سابقه ای که سریالهایی مثل «نسل خورشید» و «ماه نقاشی شده بر روی ابرها» و «لبخند پرکشیده از نگاهت» رو توی کارنامه شون داشتن، توقع داشتم درام قوی و درگیرکننده ای رو به تصویر بکشن اما این همکاریِ سه نفره به یه آش شله قلمکاری تبدیل شده که یه جاهایی بی نمکه و یه موقعهایی زیادی شور.
سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» بخاطر فیلمبرداریِ جذاب و بازیِ خوب بازیگراش میتونست خیلی موفقتر باشه اگر به خودش تکیه میکرد و بعد از طی کردن یک سوم اولیه داستان، رو به تقلید و تکرار سریال قبلیِ نویسنده یعنی گوبلین نمیرفت. نویسنده اگه قصه ی مستقلتری مینوشت و به جای تاکید روی المانهای سریال قبلیش، کاراکترا و روابط این سریالش رو خاص تر میکرد، قطعا توفیق بیشتری نصیبش میشد. اما این درجا زدن و خلق نسخه ضعیفی از کارقویِ قبلیش فقط کارنامه کاریش رو لکه دار کرد.
سریال کره ای «پادشاه: سلطنت ابدی» بخاطر نبود خلاقیت در خلق پلانهای داستانی و تقلید مداوم از کار قلبیِ نویسنده ش، درحد یه آگهی تبلیغاتیِ طولانیه و فقط در صورتی میشه ازش لذت برد که با کمترین میزان توقع و فقط بخاطر علاقه به بازیگراش، به خصوص بازیِ بینظیر وو دوهان به تماشاش بشینیم و از همه مهمتر اگه سریال گوبلین رو ندیدیم اول سریال «پادشاه: سلطنت ابدی» رو ببینم بعد به سراغ گوبلین بریم تا دائما با کپی از سکانسهای اون رو به رو نشیم.
(منبع تصویر شاخص، منبع عکسهای غیر اوریجینال بهشون پیوست شده)






















خیلی دری وری نوشتی خدااییش…بعید میدونم دیده باشی و احتمالا سه چارتا نقد رو اب بستی و یکیش کردی…کلا توی هرچیزی تعصب بده..پشمش میرزید به دوتا کار اخرش..اتفافا پیشرفتش و جسارتشو دوس داشتم…گوبلین ازین بهتر بوده ینی؟!😁🥇 شب بخیر🖐️
خدا رو شکر که طبق گفته خودت سه چهار نفر دیگه هم با من هم عقیده بودن. راست میگی آدم نباید تعصب به خرج بده و چون کاری رو خودش دوست داشته فکر کنه بقیه هم باید دوسش داشته باشن و الا دری وریه. کلا هر چیزی موافق و مخالف داره.
باز مرسی که مقاله رو تا آخر خوندی
ممنون از نقد کاملتون
منم از این نویسنده و کارگردان بعد از دیدن کارهای قبلیشون توقع خیلی بالاتری داشتم
شاید باید بیشتر و بادقت تر روش کار میکردن
شایدم ما بیخودی توقعمون رو بالاتر بردیم
به هر حال منم به زور دوستش داشتم
حیفه این گروه. مخصوصا مینهو که همیشه سنگ تموم میذاره اینجا مشخصا زحمتها و تقلاهاش به هدر میرفت
البته زوجش با محافظش خیلی خوب بود
دوستش داشتم ولی عکس العمل ها و حالتهای کیم گو اون خیلی تصنعی و سرد بود
بازم ممنون. موفق باشید
مرسی عزیزم؛ کاملا باهات موافقم، انقدر که اکیپ قوی بود و کارای قبلی شون عالی بود، همه مون توقع بالایی از کار داشتیم.
ولی خب واقعا خورد توی ذوقمون.
ممنونم ازت که نظرت رو نوشتی اینطوری به بقیه کمک میکنی تا برای دیدن سریال بهتر تصمیم بگیرن.
سلام…! واقعا در عجبم چطور میشه اینقدر بد و بی اساس نقد کرد! …. ببخشید ولی انگار پول گرفته بودید که فقط با خط به خط نقد تون چنین اثر فوقالعاده ای روبکوبید…. این چه ایرادای بنی اسرائیلی ای هست که گرفتید؟…. شما اسم هزار تا سریال ضعیف تر از این رو آوردید توی متن تون و گفتید اونا از سلطنت بهترن در حالی که برعکسش درسته! ….این حتی از گوبلین هم بهتر بود، چی میگی شما؟!!… اولش الکی گفتی نویسنده مورد علاقه ته که بعدش هرکی هرچی گفت قانعش کنی که من خودم طرفدار لی مینهو ونویسنده م و غرض شخصی ندارم!! ما هم آررره….هه…. این طوری که تو به دروغ نابود کردی سریالو، هرکی ندونه فکر میکنه چه سریال چرتیه….درصورتی که یکی از حرفه ای ترین سریال های کره ای بود…. جزو نامبر وان های کیدرامرا و غیر کیدرامرا هم هست حتا!!!… پسران فراتر از گل؟؟ وارثان؟؟؟ خنده داره! اونا رو با همچین چیزی مقایسه کردی؟ و تازه میگی اونا بهترن؟ عجباااا….. خیلی خوبه با همچین اعتماد به نفس کاذبی فعالیت میکنی! راحتی برا خودت!! …. وو دوهوان برتر بود؟ همه و همه با هم درخشیدن حتی نمیشه گفت کی برتر بود اینقدر عالی بازی کردن ما تو کف بودیم…..حیف وقتی که برای این نقدای جهت دار و صرفا تخریبی گذاشته بشه…..اه
ممنونم ازت که این مقاله رو خوندی و نظرت رو باهام درمیون گذاشتی
سلام . قضیه این ماشین های لاکچری می نامی بود فک کنم چیه ی دونه هم نیس ؟؟؟؟؟
حقیقتش متوجه سوالت نشدم!
یعنی خندم میگیره چندین آدم با زحمت زیاد جوری ک هر سکانسو چندیین بار اجرا کردن و میلیاردی هزینه کردن تا ی فیلم خوب از آب در بیاد و تو کل دنیا طرفدار پیدا کرده بعد شما از سر بیکاری نشستی ریز ب ریزشو نقد کردی و منم از تو بیکار تر نشستم همشو خوندم سر هر خطم گفتم غلط کردی!
نوچ نوچ اصلا تو باید کارگردانش میشدی این چ کاریه اخه
عزیزم شاید شما از سربیکاری این مقاله رو خونده باشی و از سر بیکاری هم نظر داده باشی ولی من از سر بیکاری این مقاله رو ننوشتم.
اولین چیزی که به عنوان یه هنرجوی فیلمنامه نویسی یاد میگیریم اینه که به هیچ چیزی تفننی نگاه نکنیم چرا که همون جوری که خودت گفتی برای ساخت هر اثری کلی هزینه میشه و صنعت فیلم و سریال یه تجارته!
بعدشم هر اثری موافق مخالف داره. ربطی به بودجه ی تولید و کستش نداره. به تعداد آدمهای روی زمین سلایق متفاوت وجود داره.
منم نظر خودمو گفتم، تا بقیه هم استفاده کنن، خصوصا که قراره شونزده ساعت از عمرشون رو پای دیدن این سریال بذارن و چقد خوب میشه بدونن با چی قراره مواجه بشن.
بماند که اگه مخاطبم مث خودم اهل نوشتن باشه و فقط از سر بیکاری نیومده باشه توی سایت بهش کمک میشه موقع نوشتن حواسش به چه مواردی باشه.
کلا نقد و بررسی فیلم و کتاب اول از همه به خودمون کمک میکنه وقتی به عنوان مخاطب از چیزی خوشمون نمیاد، همونا رو توی نوشته هامون استفاده نکنیم.
خوبه از این زاویه هم به نقد نویسی نگاه کنی.
من فکر می کنم چون این نویسنده انتظار شما رو برآورده نکرده هرچه کاسه کوزه بود سرش شکستید
و خیلی عقده ای نقد کردید شمشیر رو گرفتید و تاختید!
اگه انتقاد از نویسنده ی مورد علاقه م میشه عقده ای بودن، مشکلی نداره من میپذیرم. چون طرفدارها موفقیت شخص مورد علاقه شون براشون مهمتر از دیگرانه.
منِ طرفدار اگه شعورِ جبهه نگرفتن رو داشته باشم میپذیرم فرد مورد علاقه م کار ضعیفی ارائه داده و با اعلامش حداقل بهش کمک میکنم در کارهای بعدیش موفقتر باشه.