نقد و بررسی فیلم پیامد یا عواقب (The Aftermath)

1171

جنگها شاید روزی به پایان برسن، ولی پیامدهای ناشی از اونها هرگز تموم نمیشه و درد و رنج حاصل از اونها همیشه توی یاد و خاطر مردم هردو طرفِ درگیر جنگ باقی میونه.

داستانک

بعد از پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم، کلنل «مورگان» به همراه همسرش «ریچل» به هامبورگ میاد تا به اوضاع آلمانِ بعد از جنگ رسیدگی کنه. اونها توی عمارت یه آرشیتکت آلمانی به اسم «لوبِرت» ساکن میشن. ولی ریچل از تمام آلمانیها متنفره در نتیجه با لوبرت سرناسازگاری میذاره.

نقدک

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
نقد فیلم پیامد (The Aftermath)

فیلم «پیامد» اقتباسِ آزادیه از کتابی به همین نام، نوشته «ریدیان بروک».

این فیلم هم مثل فیلم «انجمن کتابخونی گرنزی و پای پوست سیب زمینی» تمام هم و غمش پرداختن به اثرات جانبیِ جنگه. عواقبی که قبلا توی فیلم بینظیر سوئیت فرانسوی باهاش روبه رو شده بودیم.

داستان از پنج ماه بعد از پیروزی متفقین شروع میشه. اونا به آلمان اومدن تا با شناسایی نازی ها به اوضاع اونجا سر و سامون بدن و کمک کنن مردم به زندگی قبلیشون برگردن. اما با اولین دیالوگ متوجه میشیم که نه تنها اعتمادی درکار نیست بلکه طرف پیروز خودشو مختار میدونه که هرکاری میخواد با مردم کشور شکست خورده انجام بده و حتی خونه و زندگیشونم غنیمت بگیره.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
ورود کلنل و همسرش به خونه لوبرت

بعد قصه، کاراکترا رو به عنوان دشمن در مقابل همدیگه قرار میده تا با بیرون ریختن نفرتشون بفهمن حق مردم هردو طرف پایمال شده و باخت اصلی رو آدمای عادی دادن. داستان سعی میکنه بدون جانبداری  بذر کینه ای رو که جنگ توی دل آدما کاشته، ریشه کن کنه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
کاراکتر ریچل

«ریچل» مادریه که توی جنگ پسر کوچیک و بیگناهشو از دست داده برای همین اولش همه آلمانیها رو دشمن خودش و به نوعی قاتل پسرش میدونه. اما رفته رفته متوجه میشه که توی این عذاب تنها نیس. لوبرت و دخترشم به همون اندازه زجر کشیده ی این میدون جنگ هستن. اون نسبت به مرگ پسرش عذاب وجدان داره و فکر میکنه چون مادر بوده میتونسته جلوی مرگشو بگیره. فکر میکنه شوهرش اونو مقصر میدونه و برای همین دائما سرکاره تا ازش فاصله بگیره. به همین دلل خلا عاطفیِ شدیدی رو احساس میکنه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
کاراکتر کلنل مورگان

از طرف دیگه «کلنل مورگان» که در سمت پیروزِ جنگه، خودش مال باخته ای بیش نیست. اون فکر میکنه مرگ پسرش جزای کارای خودشه ؛ درنتیجه در برابر زنش خجالت زده ست و خودشو مستحق سرزنش میدونه. به همین خاطر سعی میکنه جلوی نازیها رو بگیره تا نذاره پسرای بیشتری رو شست و شوی مغزی بدن و با قاتل کردنشون اونا رو به کام مرگ بکشونن.

کلنل از جنگ و خرابیهای به بار آورده ش خسته شده؛ برای همین با بازسازی زندگی مردم جنگ زده سعی میکنه کارای خودشو جبران کنه تا بالاخره همه چی تموم بشه و به آرامش برسه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
کاراکتر لوبرت

همون طور که کلنل در مقابل ارتشی های فرصت طلبی قرار گرفته که جز عیاشی و سو استفاده از قدرت هیچ خدمت دیگه ای به مردم نمیکنن، «لوبرت» هم به عنوان نمادی از مردم عادیِ آلمان نقطه مقابل نازی ها ست. اون آرشیتکت موفقی بوده که الان مجبور شده به نام بازنده ی جنگ، تجاوز به حریم شخصیش رو بپذیره تا بلکه بتونه گواهی آزادیش رو دریافت کنه و با دختر نوجوونش زندگیشو از نو بسازه.

اولش به نظر میاد لوبرت بخاطر خفتی که متفقین بهش وارد کردن میخواد همسرکلنل رو از راه به در کنه تا هم انتقام تصرف خونه زندگیشو بگیره و هم کلنل مثل خودش زنشو ازدست بده. اما بعدش با نزدیک شدن به ریچل امیدی در دلش زنده میشه تا زندگیشو از نو بسازه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
متفقین عیاش و فرصت طلب

داستان فیلم «پیامد» ظاهرا روایت یه عشق مثلثیه اما در باطن به رابطه زن و شوهری میپردازه که جنگ عامل فروپاشیشه. زمانی ریچل به لوبرت نزدیک میشه که شوهرشو غمخوار خودش نمبینه و حس میکنه شوهرش اونو نمیخواد. اون فکر میکنه چون لوبرت هم مثل خودش زخم خورده جنگه، پس همدردشه درنتیجه سعی میکنه آرامشی رو که به دنبالشه با اون بدست بیاره.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
کِیرا نایتلی در نقش ریچل

قصه به جای پرداختن به اتفاقات تاریخی معمول، از ساختمونای فروریخته ی بیرون شروع میکنه تا به روابط فروپاشیده درون خونه ها برسه؛ و نشون بده جنگ تا کجا تاثیر خودشو میذاره. حتی با نشون دادن آدمای ناتو از جانب هر دو طرف، میگه این مرزها نیستن که باعث تفاوت آدما میشن بلکه رفتارای هر شخصه که اونا رو از هم تفکیک میکنه. اما این بین تر و خشک باهم میسوزن و همه به یه چوب زده میشن.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
بازیِ احساسیِ نایتلی

با توجه به کارنامه ی «کِیرا نایتلی» ازش توقع بازیِ احساسیِ خوبی هم میرفت. اون قبلا با فیلمهایی مثل تاوان و آناکارنینا مهارتشو توی ژانر درام نشون داده بود. اینجا در نقش ریچل، با بازیِ تاثیرگذارش کاری میکنه تا بیننده کاملا با کاراکترش همذات پنداری کنه. اون با حرکات ظریفش غمی رو که ریچل بدون بروز دادنِ علنی از مرگ پسرش میکشه، نشون میده. نایتلی سعی میکنه با لحن و رفتار واضحش، نفرت ریچل رو نسبت به آلمانیها برجسته کنه تا حس عذاب وجدانی رو که نسبت به مرگ پسرش داره پشت این حرکات مخفی کنه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
جیسون کلارک در نقش کلنل

نایتلی بین دوتا بازیگر مرد فیلم بالانس احساسی رو رعایت کرده. اون کاملا این حس رو به بیننده منتقل میکنه که رابطه ریچل با لوبرت گرمای عاشقانه نداره و فقط همدردیِ دوتای فرد داغداره؛ اما با نگاه و رفتارش نشون میده ریچل با شوهرش ارتباط عاطفیِ عمیقی داره و از فکر اینکه اونو پس زده رنج میبره.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
بازیِ منقلب کننده کلارک

با اینکه بازیِ گیرای نایتلی باعث شده بیننده با داستان فیلم «پیامد» ارتباط برقرار کنه، اما ستون اصلیِ فیلم «جیسون کلارک»ه. اون کاراکترشو کاملا درک کرده و با بازیِ زیرپوستیش تمام زیرمتن فیلمنامه رو بیرون میکشه. کلارک با بازیِ چشمیِ بینظیرش روح لطیف کلنل رو از زیر لباس نظامیش نمایون میکنه. با مکثهای به موقعش بدون اینکه کلامی به زبون بیاره رنجی رو که از مرگ انسانیت میبره به بیننده نشون میده. کلارک چنان درونمایه فیلم رو به رخ میکشه که نه تنها نقش بلکه فیلم رو هم مال خودش میکنه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
الکساندر اسکارزگارد در نقش لوبرت

بازیِ «الکساندر اسکارزگارد» زیر سایه ی دو بازیگر دیگه قرار گرفته. اون که خودش توی سریال «خون حقیقی» مرزهای نقش منفی رو جا به جا کرده بود، اینجا جوری کاراکتر لوبرت رو بازی میکنه که کاملا به بیننده حس دوگانگی میده و اونو کنجکاو میکنه تا بفهمه: زخم خورده ی دشمن قراره تلافی کنه یا ترمیم؟ گرچه قرار نبوده رابطه ریچل و لوبرت داستان رو به آتیش بکشونه اما به اندازه ای که نشون بده لوبرت جذب ریچل شده بده بستونش با نایتلی قابل قبوله. شاید در مقایسه با کلارک روح لوبرت رو عریان نکرده باشه اما به اندازه نقش «تارزان»ش آدمو دلزده نمیکنه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
نماهایی از شهر ویران شده

اما عاملی که باعث شده بیننده کاملا با داستان درگیر بشه صحنه پردازیِ دقیقِ فیلمه. فیلم کاملا با تصویر قصه گویی کرده. در همون سکانس ابتدایی با نمایی که از شهر ویرون شده و مردم به خاک نشسته میگیره، اجحافی رو که در حق مردم آلمان شده نشون میده.

با نمایش پسر کم سنی که داره به عنوان سرباز متفقین خدمت میکنه به تماشاگر میفهمونه که کشته های جنگ به حدی بوده که دیگه پسربچه ها وارد میدون شدن. با نماگیریِ دقیق از واکنش بازیگرا توی هر صحنه، حس بازیگر رو کاملا به بیننده منتقل میکنه؛ و همین روایت تصویری باعث شده دیالوگا به حداقل برسن و در مناسب ترین لحظه گفته بشن؛ درنتیجه تاثیر صحنه روی مخاطب دو چندان میشه.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
دختر لوبرت و پسر نازی

درکنارش اونچه که به فیلم بیشترین ضربه رو زده ریتم آرومشه که یه جاهایی بیننده رو خسته میکنه. حتی اضافه کردن داستان فرعیِ دختر لوبرت هم نتونسته به کمک این ضعف بیاد. داستانی که قرار بود هیجان فیلم رو بالا ببره، اونقدری جذاب نیس که بتونه دل مخاطب رو به دست بیاره. یکی از دلایلش برای من نچسبیِ بازیگریه که نقش دختر لوبرت رو بازی میکنه. برای همین سرنوشت دختره چندان واسم اهمیتی نداشت و حضورش کاری میکرد که کندیِ دقایق فیلمو بیشتر از قبل حس کنم.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
تاثیر ریچل بر لوبرت

اما اگر به جاش به همدردی ریچل و لوبرت نسبت بهم بیشتر پرداخته میشد، هم این ریتم کند کمتر به چشم میومد و هم بیننده با رابطه اونا ارتباط بهتری برقرار میکرد.

«جیمز کنت» که قبلا با ساخت فیلم «پیمان جوانی» به دوران جنگ جهانی اول پرداخته بود. این بار با فیلمی به مراتب پخته تر از قبلی، سراغ ویرونگی هایی میره که به اندازه ی شهرای تخریب شده عیان نیستن.

اون در مقام کارگردان با نماگیری های عالی جدا از روایت تصویریِ تاثیرگذارش کاری کرده تا  بازیِ بازیگراش برجسته تر دیده بشه و طراحی صحنه و لباسش بیشتر به چشم بیاد؛ و با سکوتهایی که لابه لای موسیقی، فضای فیلم رو پر میکنه به هر صحنه معنی و مفهوم خاصی میده.

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
The Aftermath (2019)

فیلم «پیامد» با دست گذاشتن روی رابطه زن و شوهری که دراثر جنگ درحال فروپاشیه به آواری اشاره میکنه که لابه لای خرابی های به بار اومده، گم شده. اون از نگاه یه زن به تاثیر جنگ میپردازه و نشون میده توی این بازی نه تنها برنده و بازنده ای وجود نداره بلکه تلفات ناشی از جنگ مختص میدون نبرد نیست و بیرون از اونم مجروح و زخم خورده به جا میمونه.

با اینکه در مقایسه با هم سبکهاش بیننده رو چندان به چالش نمیکشه، اما به همون اندازه دیدن تلاشی که شخصیتهاش برای شروع یه زندگیِ جدید و بیرون اومدن از زیر فشار ناشی از جنگ میکنن، جذابیت داره.

دیالوگ فیلم «پیامد»

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
اعتراف کلنل به سرباز
  • مکالمه کلنل با سربازش

سرباز: بابام همیشه میگفت من توانایی سرباز شدن ندارم

کلنل: آره، پس فکر کنم بابات احتمالا ازت تعریف کرده…جنگ نیست که از ما مرَد میسازه… من کارهایی کردم که مطمئنا بهشون افتخار نمیکنم… بارها توی این فکر بودم اگه زنم…اینا رو میدونست چه حسی در موردم پیدا میکرد

سکانس فیلم «پیامد»

نقد فیلم پیامد (The Aftermath)
رازی که برملا شد
  • صحنه ی مکالمه ریچل و کلنل در مهمونی وزارت جنگ
(منبع عکس شاخص، منبع عکسهای غیر اورجینال بهشون پیوست شده)

نقد و بررسی ها

  • سناریو7
  • ریتم داستان5
  • بازیگری8
  • صحنه پردازی8
  • کارگردانی7
  • 7

    Score

    امتیاز فیلم براساس موارد بالا
امتیازدهی کاربر: 0 ( 0 امتیاز )


با معماری هنر را شناختم ، با عمران ریشه / بازار املاک قواعد بازی را به من آموخت / و روزگار به من فهماند / زندگی یعنی هر هشت هنر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *