پوستر جذاب انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» من رو بعد از مدتها پای دیدن انیمیشن کشوند. اما داستان این فیلم چقد مناسب مخاطب بزرگساله؟
داستانک
پونصد سال پیش، با حمله ی هیولاهایی به اسم دِرُن ،اژدها های جادویی که مسئول خیر و برکت جامعه ن، خودشون رو فدا میکنن تا جون مردم رو نجات بدن. اما متاسفانه بعد از مرگ اژدهاها مردم به جون همدیگه میفتن تا سنگی رو که جادوی آخرین اژدها به اسم سیسو، توش مخفی شده بدست بیارن؛ درنتیجه سرزمینشون تیکه پاره میشه. بعد از پونصد سال دوباره سر و کله ی دِرُن ها پیدا میشه و دختری به اسم رایا با دنبال کردن ردِ آخرین اژدها، میخواد سیسو رو پیدا کنه تا به کمک اون دوباره دِرُن ها رو شکست بده.
ریز نقدک
از اول باید بدونیم با انیمیشنی سر و کار داریم که رده بندیِ سنیش بالای هفت ساله؛ پس در نتیجه از همون ابتدا نباید توقع داستان پیچیده ای رو داشته باشیم چون قراره کوچولوها بیشتر از بزرگترها ازش لذت ببرن.

اما با اینحال انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» شروع طوفانی و جذابی داره. فیلم از همون ابتدا با صحنه های اکشنش بیننده ی سن و سال دارش رو هم به خودش جذب میکنه. به خصوص که به شدت یادآور نوستالوژیِ قدیمیمون انیمیشن آواتاره. اما از جایی که خط داستانیِ اصلی استارت میخوره نه تنها مخاطب بزرگسالش رو خسته میکنه بلکه حتی مخاطب نوجوون و فیلمبازش هم کسل میشه. چراکه داستان اصلی به قدری کلیشه ای و قابل پیش بینی جلو میره که هیجانی برای بیننده ش باقی نمیذاره.

اما قطعا بخاطر گرافیک جذاب و چندتا صحنه ی کمدیِ بانمکش میتونه دل مخاطب کم سن و سالش رو بدست بیاره.
انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» نه فقط توی داستان که توی شخصیت پردازی هم سطحی عمل کرده.
رایا دختر رئیس قبیله ی قلب، بخاطر اعتماد اشتباهی که توی کودکیش میکنه، الان که بزرگ شده به کسی اعتماد نداره. اما وقتی سر و کله ی اژدهایی که دنبالش بوده، بالاخره پیدا میشه؛ باید ماجراجویی جدیدی رو آغاز کنه که نیاز به یه همکاریِ تیمی داره.

شخصیت رایا از کودکی تا بزرگسالی هیچ گسترشی پیدا نمیکنه. بیشتر از اینکه شبیه یه جنجگو باشه شبیه یه دختربچه ی رو اعصابه یا حداقل برای منِ بزرگسال اصلا کاراکتر دوست داشتنی ای نیست تا بخوام باهاش همدلی داشته باشم.

اما برعکس، کاراکتر سیسو به عنوان اژدهایی که توی افسانه ها ازش یاد شده، با وجود کاملا کلیشه ای بودن، بانمک و دلنشینه. اون ناغافل از اینکه چه قَدَرقدرتی میدوننش بعد از پونصد سال سر و کله ش پیدا میشه و میفهمه باید جنگی رو که به زور و بلا برده بوده، دوباره از نو ببره!
حتی با اینکه شوخیهای داستان اصلا درحد انیمیشنهای دیگه مثل «کنگ فو پاندا» بامزه نیس، ولی حداقل در مورد کاراکتر سیسو بانمک از آب دراومده و یه لبخندی به لبمون میاره.

تیپیکال ترین کاراکتر داستان هم برمیگرده به ناماری که در جلد دوست به رایا خیانت کرده و باعث آشوب امروز شده. آدم بَده ای که از لحظه ی اول میدونیم سرانجامش چی میشه.
کاراکترای فرعیِ داستان هم هیچ خلاقیتی ندارن و فقط برای نمک بیشتر به داستان اضافه شدن. اما برخلاف فیلمهای قدیمیِ مشابهش مثل «مولان»، شخصیتهای مکمل به اون اندازه به دل نمیشینن. البته در حد و اندازه خودشون بانمکن و بالاخره دل مخاطبای کوچولوشون رو به دست میارن.

با اینکه کل انیمشن «رایا و آخرین اژدها» با تکراری ترین فرمولِ داستانی پیش میره ولی درونمایه ی قوی ای پشتش داره که برای بچه ها خیلی آموزنده ست.

اگر از فضای به شدت فمنیستی داستان بگذریم که ممکنه برای خیلیا جالب نباشه، انتخاب هیولاهایی که از تفرقه ی بین مردم به وجود میان تا نابودشون کنن خودش نشون میده دیزنی با اینکه خلاقیتی توی روایتش نداشته اما بالاخره حرفی برای گفتن داشته. حرفهای سیسو برای اعتماد به همدیگه و همبستگی هم به بچه های امروز یاد میده که هرچقدر هم دور و ورتون آشوب بود باز هوای رُفقاتون رو داشته باشین و هم یاد بچه های دیروز میندازه که دوستیهاشون رو فراموش نکنن.

البته انیمیشنهای زیادی ساخته شده که به رفاقت و دوستی تاکید میکنه. مثل «داستان اسباب بازی»، «ماشینها»، «رالف خرابکار» و حتی «شجاع» که سنت شکنی کرده بود و رفاقت بین مادر و دختر رو نشونه رفته بود. اما نکته ای که باعث شد داستان انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» پیش چشمم ارزش بیشتری پیدا کنه، این بود که این رابطه ی دوستانه بین دو تا دختر بود؛ و این دوتا دختر برخلاف انیمیشن «یخ زده» خواهر نبودن. در نتیجه قصه ش بهم حس یونیک تر و تازه تری داد.

کمپانیِ دیزنی بازم مثل همیشه با رو کردن برگ برنده ش انیمیشنش رو نجات میده. اونم انتخاب درست و عالیِ گوینده هاشه. آکوآفینا نقش سیسو رو انقد شیرین اجرا کرده که من در تمام طول فیلم خودش رو به جای اون میدیدم. به خصوص که طراحیِ گرافیکیش هم به شدت شبیه خودِ آکوآفینا ست. باقی گوینده ها هم کارشون عالی بوده و مثل گرافیک انیمیشن کاملا حرفه ای بودن.
انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» که در مقایسه با آثار قبلیِ دیزنی مخلوط ضعیفی از شاهکارهایی مثل «آواتار» و «کونگ فو پاندا»ئه و یادآور فیلم دوست داشتنیِ «مولانه»؛ داستان دختر نوجوونی به نام «رایا» ست که به دنبال نجات دنیای به فنا رفته ی امروزشه. با اینکه داستان سطحی و به شدت کلیشه ایه ولی بخاطر گرافیک جذاب و تماشاییش دل بیننده ی کم سن و سالش رو بدست میاره و قطعا اونا رو راضی نگه میداره. فیلم جدا از نقطه ضعفهایی که داره، پیام قشنگ و معنی داری رو به بچه ها میده که دیدنش رو واقعا ارزشمند میکنه.
سکانس و دیالوگ انیمیشن «رایا و آخرین اژدها»
- از دیالوگهای بانمک سیسو
رایا: وایسا تو به این تیکه جواهر دست زدی و بهت قدرت داد! میدونی یعنی چی؟!!!
سیسو: که دیگه بیشتر از این به چراغ خواب احتیاجی ندارم!

- سکانس باحال و هیجانیِ رویارویی «رایا» با بچه فینگیلیِ جَلَب!

(منبع عکس شاخص،منبع عکسهای غیر اوریجینال بهشون پیوست شده)























