نقد و بررسی کتاب ریشه کن

1272
نقد و بررسی کتاب ریشه کن

سبک «فانتزی غلیظ» بخاطر دنیای جادوییِ مرموز و حال و هوای کلاسیکِ دلهره آورش یکی از زیر ژانرهای جذاب ژانر فانتزیه. اما دلیل اصلیِ جذابیت قصه هاش، وجود کاراکترای منفیِ خبیث و فضای داستانیِ تاریکشه.

داستانک

هر ده سال یه بار جادوگری به نام «اژدها»، خوشگلترین و با استعدادترین دختر هفده ساله­ ی منطقه رو در ازای محافظت از دهکده های زیر نظرش با خودش میبره. اما اینبار در کمال تعجب «آگنیِشکا»ی معمولی و بی مهارت رو انتخاب میکنه. آگنیِشکا با سردرگمی نمیدونه که دلیل این انتخاب چیه و توی قصر چی در انتظارشه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
نائومی نوویک

نقدک

«نائومی نوویک» برای نوشتن داستان «ریشه کن» از افسانه های بومی کشور مادریش، لهستان الهام گرفته. برای همین بیشتر اسمهای کتاب لهستانیه. حتی اسم سرزمین قصه «پولینا» و کشور همسایه ش «روسیا» ست.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن

داستان عملا به دو قسمت تقسیم میشه. در بخش اول «آگنیِشکا» با «اژدها» و فضای جادوییِ دور و اطرافش آشنا میشه و در بخش دوم با رفتن به قصر پادشاه به دنبال اثبات حقایقیه که بدست آورده.

 مقدمه نیمه اول داستان با مردمی شروع میشه که راحت دخترای نوجوونشون رو در طَبَق اخلاص به جادوگرِ منطقه باج میدن. جادوگری که معلوم نیس برا چی دخترا رو میبره، باهاشون چیکار میکنه و چرا بعد از ده سال ولشون میکنه و باز میره سراغ یه دختر دیگه. همین مقدمه پر رمز و راز با وجود لِفت و لعاب زیادش بازم خواننده رو درگیر خودش میکنه.

شخصیت پردازی کتاب «ریشه کن»

«آگنیِشکا» در نقش راوی و قهرمان اصلیِ داستان «ریشه کن»، شخصیتش کاملا معمولیه. دختر باهوشیه که نه قیافه ش چنگی به دل میزنه و نه هنری داره که باهاش رخی نشون بده. اما در طول داستان یاد میگیره سربه هواییش رو کنار بذاره و مسئولیت پذیر بشه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
دهکده «آگنیِشکا»

در مقابلش «اژدها»، جادوگر صد و خورده ای ساله ایه که سنش فقط یه عدده. خوش بر و رو و فوق العاده منظمه. اصلا هم از این دختر ژولیده و بهم ریخته ای که باخودش آورده دل خوشی نداره.

با ورود آگنیِشکا به برجِ اژدها، تازه خط اصلی داستان شروع میشه. دخترِ شلخته دیروز، الان در برابر جادوگر منضبطی قرار گرفته که از کاراش اصلا سر در نمیاره. بعد کم کم متوجه میشه به جز اژدها باید نگران جنگل نفرین شده ی کنار دهکده شون هم باشه.

با اینکه در بدو ورودِ آگنیِشکا به برج، اون و خواننده به یه اندازه با این محیط جدید نا آشنان اما متاسفانه نویسنده، خواننده رو همراهِ آگنیِشکا درگیر شناختنِ دنیای عجیب و غریب جادوگر نمیکنه و از این مرحله خیلی سرسری رد میشه. در صورتی که توی نمونه­ی مشابهش مثل هری پاتر، خواننده همراه قهرمان داستان پا به دنیای ناشناخته­ی جادویی میذاره. همپای اون میبینه، تمرین میکنه، پیشرفت میکنه. اما توی اینجا خواننده از اتفاقات توی کتابخونه­ی اژدها بیخبره و فقط یه تعریف بزن درویی از قهرمان میشنوه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
برج جادوگر

حتی علاقه نداشتن آگنیِشکا به جادو و جنبل هم نمیتونه رد شدن سطحی از این موضوع رو توجیه کنه. چرا که بازم نویسنده میتونست خواننده رو توی این بی علاقگی شریک کنه؛ نه اینکه اونو نامحرم بدونه و پشت در بذاره. خواننده فقط دائما از سختگیریِ اژدها میشنوه و جز غرغرهای آگنیِشکا چیز دیگه ای عایدش نمیشه.

گرچه نویسنده با خاکستری نشون دادن ماهیت اژدها کاراکتر جذابی خلق کرده اما توی شخصیت پردازیش کم گذاشته. از گذشته و زندگیِ صد و خورده ای ساله ش چیز خاصی نمیگه تا خواننده اونو بهتر بشناسه. درحالیکه جذابیت اژدها حتی از خود قهرمان اصلیِ داستان هم بیشتره.

انقدر از مسائل اژدها سریع رد میشه که حتی رابطه ی استاد و شاگردیش با آگنیِشکا هم به پختگی نمیرسه. بعد یه دفعه آگنیِشکا وسط ناله نفریناش اعتراف میکنه، بخاطر استاد عنان اختیار از کف داده و عاشقش شده. خواننده غافلگیر میمونه که جریان چیه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
کتابخونه «اژدها»

در صورتی که راوی اول شخصه و نویسنده میتونست خیلی راحت از زبون خود آگنیِشکا به خوددرگیری های ذهنیش اشاره کنه تا حداقل رابطه این دو نفر رو جوری گسترش بده که خواننده جا نخوره.

اونم وقتی که بیشتر اوایل داستان «ریشه کن» رو به مقدمه چینی برای میزان صمیمیت آگنیِشکا با دوستش «کاسیا» اختصاص داده و به خواننده فهمونده این دو نفر مثل دوتا خواهرن. ولی برای پیوند بین اژدها و آگنیِشکا زمان نمیذاره و ازش سطحی میگذره.

صحنه پردازی «کتاب ریشه کن»

بیشتر نیمه اول کتاب به جای توضیح اتفاقاتی که میفته به تعریف و توصیف اضافیِ محیط میگذره. انگار که نویسنده یه مشت توصیفات غیر ضروری رو لابه لای چندتا اتفاق مورد نظرش چپونده. همون چندتا اتفاق هم بده بستون کلامی چندانی نداره و قهرمان داستان فقط برای خواننده تعریفشون میکنه. اگر به جای این شیوه قدیمیِ قصه گویی، با صحنه پردازی بهتر چندتا خرده داستانِ جذاب اضافه میکرد، خواننده با قصه و کاراکترا بیشتر درگیر میشد و یه جا حوصله ش سر نمیرفت و جای دیگه توی خماری باقی نمیموند.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
جنگل نفرین شده

اما با وجود قصه گویی محدود و توصیفات بیجا، نیمه اول داستان انقدری کنجکاوی به وجود میاره که خواننده رو دنبال خودش بکشونه. خواننده اوایل برای شناختن شخصیت اژدها و کشف رمز و رازهاشه که داستان رو دنبال میکنه ولی بعد با ورود جنگل نفرین شده و گره خوردنش به تار و پود قصه، با هیجان به خوندنش ادامه میده.

توی ژانر «های فانتزی» نقش منفی، عنصر کلیدیِ قصه ست و هرچه قدر میزان قدرت و شرارتش بیشتر باشه کشش داستان هم بیشتر میشه. در اینجا نویسنده با شخصیت قائل شدن برای «جنگل»، نقش منفیِ خاص و خبیثی رو ساخته که نوچه هایی به نام «رهرو» داره. اونا تنه های درختِ دست و پا دارین که کارشون دزدیدن اهالی منطقه و تقدیمشون به «درختهای قلب»ئه. هیچ موجودی از شر جنگل در امان نیست. چه انسان چه حیوون و چه گیاه، وقتی که به تسخیر جنگل در بیان از درون فاسد میشن و ماهیت اصلیِ خودشونو ازدست میدن.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
جدال با «جنگل»

نویسنده با استفاده از المانهای ژانر فانتزی مثل جادو و دنیای پریان توجه خواننده رو جلب میکنه و با رعایت قواعد زیر ژانر «های فانتزی» فضای هولناک و دلهره آوری رو به وجود میاره که خواننده در عین اینکه از حرکات بعدیِ جنگل دلشوره داره بازم میخواد بفهمه عامل نفرین شدگیِ جنگل چیه و چرا با مردم منطقه دشمنی داره؟

اما دقیقا از جایی که خواننده حسابی درگیر اتفاقات قصه میشه و هیجان زده منتظره خوندن باقیِ ماجراست، کتاب «ریشه کن» وارد نیمه ی دوم داستان ش میشه. با رفتن آگنیِشکا از دهکده و ورودش به کاخ پادشاه، قصه هیجانشو از دست میده. چراکه شخصیت نچسب آگنیِشکا بدون حضور اژدها انقدری جذابیت نداره که بتونه یه تنه داستانو پیش ببره.

قراره اون نمادی از یه دختر روستایی ساده باشه که وجودش گوهر تابناکیه بر اون مرز و بوم، اما گاهی بخاطر خود عقل کل پنداری و رفتارای اعصاب خردکنش به حدی خواننده رو به ستوه میاره که نمیشه تحملش کرد.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
کاخ پادشاه

در نیمه دوم داستان برعکس نیمه اول، بخاطر پرداختنِ بی مورد به حواشیِ قصر و جزئیات به درد نخور، خواننده کلافه میشه. بعد یهو حوادث همین طور پشت سرهم اتفاق میفتن و هجومشون تمومی نداره. تا خواننده میاد با این حادثه خودشو هماهنگ کنه میفته توی گرداب بعدی؛ همین که میاد با این ضرباهنگ سریع وفق پیدا کنه یهو ریتم آروم میشه. چون روایتِ قصه توی نیمه دوم کتاب سرعت متعادلی نداره باعث شده خواننده سردرگم بشه و دیگه از خوندن کتاب لذتی نبره.

در صورتی که نویسنده میتونست برای توازن برقرار کردن بین دو قسمت کتاب، یه سری از مطالبِ بخش دوم رو لابه لای وقایع نیمه اول بگه و از حجم بمب بارون اطلاعاتیِ بخش دوم کم کنه و به خرده داستانهای بخش اول اضافه کنه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
نبرد نهایی

جدا از تمام ایراداتی که کتاب توی قصه گویی و شخصیت پردازی داره، نویسنده قصه «ریشه کن» رو بر پایه ی مفهوم ارزشمندی بنا کرده. سوالاتی که از اول داستان مطرح میکنه با درونمایه و پیرنگ اصلیِ داستان ارتباط کاملی دارن. اینکه اژدها برای چی دخترا رو ده سال پیش خودش میبره و بعدم ولشون میکنه؟ چرا هیچ کس جلوی اژدها واینمیسته؟ جنگل چه خصومتی  با مردم منطقه داره؟ هیچکدومشون بدون فکر مطرح نشدن و نویسنده قصد و غرضی برای بیانشون داشته. اون با دقت به تک تک این سوالات جواب میده. اما حیف که این گره گشاییِ داستانیش کلا توی بخش دوم کتاب اتفاق میفته، و بخاطر یورش ناگهانیِ حوادث، اونجوری که باید به دل خواننده نمیشینه.

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
نشونه گذاری پایانی «آگنیِشکا»

اگر قصه «ریشه کن» به جای کتاب تک جلدی در دو جلد نوشته میشد هم جا برای شخصیت پردازی بهتر وجود داشت و هم میتونست لابه لای ماجراجویی های داستان، ارتباط بین کاراکترا رو بیشتر گسترش بده. اما تک جلدی بودن کتاب کاری کرده که در عین اینکه کم حرف زده، یه جاهایی هم بیش از اندازه پرچونگی کرده باشه. با این حال بخاطر پیرنگ قویِ داستانش میشه از این قصه توی مدیاهای دیگه استفاده کرد. جذابیت تصویری و حادثه محوریِ داستانش به اندازه ای هست که با تقویت نقاط مثبتش و رفع کمبوداش سناریوی خوبی ازش بشه درآورد.

در آخر باید بگم انتشارات آذرباد با انتخاب کتابهای ژانر فانتزی نشون داده که به سلیقه فانتزی پسندای ایرانی احترام میذاره. مریم میرزاپور در مقام مترجم تقریبا به متن اصلی وفادار بوده؛ مخصوصا که با معادلسازی کلمات از حجم سانسور کتاب کم کرده. جمله بندی هاش روون و سلیسه و انتخاب کلماتش دقیق و خوش آهنگه.

جمع بندی

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
Uprooted (2015)

قصه «ریشه کن» چون از افسانه های قدیمی الهام گرفته شده، طرح داستانیِ قوی ای داره. نویسنده در خلق کاراکتراش علی الخصوص نقش منفی، خلاقیت خوبی به خرج داده. اما متاسفانه در قصه گویی کم گذاشته و ابتکاراتش حیف و میل شده. حتی دونستن اینکه کتاب جوایز متعددی رو برنده شده بازم باعث نمیشه متوجه ضرباهنگ نامتعادل داستان نشیم. دنیای فانتزیِ کتاب مثل ظرفیه که نویسنده برای ته نشین نشدن محتویاتش هر از گاهی یه تکونی بهش داده ولی مواد درونش با هم همگن نشدن. در صورتی که اگر ظرفشو آروم و مداوم هم میزد، مخلوط یکدست تری رو تحویلمون میداد اینطوری از چشیدنش لذت بیشتری میبردیم.

(منبع عکس شاخص، منبع بقیه عکسها بهشون پیوست شده)

برشی از کتاب «ریشه کن»

نقد و بررسی کتاب ریشه کن
  • نام کتاب: ریشه کن
  • نویسنده: نائومی نوویک
  • مترجم: یاسمن میرزاپور
  • انتشارات: نشر آذرباد
  • نوبت چاپ:  نسخه فیدیبو
  • تعداد صفحات: ۴۶۲

نقد و بررسی ها

  • طرح و پیرنگ داستان8
  • قصه گویی و شخصیت پردازی4
  • صحنه پردازی5
  • کیفیت ترجمه و سانسور8
  • ارزش دوباره خوندن1
  • 5.2

    Score

    امتیاز کتاب براساس گزینه های مورد نظر بالا
امتیازدهی کاربر: 0 ( 0 امتیاز )


با معماری هنر را شناختم ، با عمران ریشه / بازار املاک قواعد بازی را به من آموخت / و روزگار به من فهماند / زندگی یعنی هر هشت هنر


2 thoughts on “نقد و بررسی کتاب ریشه کن

  1. فاطمه موسوی

    سلام. ممنون که درباره کتاب نوشتید. این کتاب را بسیار دوست دارم و تا به حال چهار بار خوانده ام. این فانتزی ژانر شمشیر و جادوگر اقتباسی هوشمندانه از داستان دیو و دلبر است و ایده جنگل به عنوان شر هم بدیع است و هم بسیار خوب پرداخت شده. ایرادتان وارد است که باید شخصیت پردازی اژدها مفصل تر می شد و بخصوص درباره یادگیری جادو توسط آگنیشکا و بعد کشش به اژدها بیشتر کار می کرد. اما گذشته از این در کتاب پرچانگی ندیدم. تمام توصیفات برای صحنه پردازی لازم است و بخش هایی چون تطهیر کاسیا و جرزی و حتی دیدار با مردم جنگل به دلیل تحلیل روانشناسانه و کمک به شخصیت پردازی ارزشمند شده. وقتی آگنیشکا اجرای جادوی خودش را به شکل استعاری از جریان آب توضیح می دهد متفاوت بودن جادویش و نشات گرفتن آن از طبیعت را می فهمیم و به هیچ عنوان اضافه نیستند.

    پاسخ
    1. نیلوفر آئین نویسنده نوشته

      مرسی عزیزم از اینکه وقت گذاشتی و مقاله رو خوندی، تحلیل قشنگی کردی و کاملا درسته به خصوص که این کتاب ریشه در فرهنگ نویسنده ش داره و اونا به قدرت جنگل خیلی اعتقاد دارن. ولی متاسفانه من از نیمه دوم کتاب دیگه خسته شدم احتملا چون جادوگر دیگه نبود به همین خاطر طول و تفصیل داستان برام زیاد شد. بازم ممنونم از نظرت

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *