نقد و بررسی کتاب شاهزاده ایرانی ۱ – شنهای زمان

1058

کتاب «شاهزاده ایرانی» از روی فیلمی به همین اسم نوشته شده، خود فیلم از روی بازیِ این عنوان ساخته شده و طرح و ایده بازی الهام گرفته از داستان «هزار و یک شب» با نگاهی به «شاهنامه» بوده.

داستانک

قصه با حمله سپاه ایران به شهر «اَلَموت» شروع میشه و سرگذشت «دَستان» پسر سوم پادشاه ایران رو روایت میکنه که تقدیر خنجری رو سر راهش قرار میده که میتونه باهاش سرنوشتشو تغییر بده…

نقدک

نقد و بررسی کتاب شاهزاده ایرانی
بازی کامپیوتری شاهزاده ایرانی

ایده ی جذاب «بیست پایان متفاوت» که میتونست به یه پدیده موندگار و خوش نوشتی روی کاغذ تبدیل بشه، به بدترین شکل ممکن توی کتاب «شاهزاده ایرانی» به هدر رفت. خلاقیت نویسنده برای اجرای این شگرد که خودش وام گرفته از «ویژوآل ناول» ئه و کاملا به سبک و سیاق اون نوشته شده، تنها به همین جا ختم میشه و به هیچ عنوان بیشتر بسط پیدا نمیکنه.

«کارلا جابلونسکی» در مقام نویسنده با وجود طرح داستانی حاضر و آماده ی توی دستش حتی نتونسته برای عملی کردن ترفند «بیست داستانی»ش، پیرنگ درستی در نظر بگیره. چراکه برای خلق پایانهای متفاوت نیازه هر خط داستانی خودش یه قصه کامل رو با رعایت تمام جوانب داستان نویسی داشته باشه. اینکه هر حادثه روی چه حسابی اتفاق میفته و پیامدش باعث به وجود اومدن چه حوادثی میشه. چیزی که نویسنده اینجا اصلا زحمتشو به خودش نداده.

نقد و بررسی کتاب شاهزاده ایرانی
کارلا جابلونسکی

حتی با وجود اینکه بخاطر سه ژانر اصلی داستان یعنی ماجراجویی، اکشن و فانتزی، دستش حسابی باز بوده تا هر لحظه خواننده رو میخکوب کنه، اما توی دوراهی هایی که باید خواننده بینشون یه راه رو انتخاب کنه، گزینه های چالش برانگیزی پیش پای خواننده نمیذاره تا انتخاب براش سخت بشه. به حدی اونا پیش پا افتادن و مسیرِ درست قابل پیشنیه که به جای هیجان زده شدن، بیشتر حس میکنیم احمق فرضمون کرده. آخرشم با پایانهای مضحک، هر خط داستانی رو تموم میکنه؛ و تنها خط داستانی درست و درمون کتاب برمیگرده به همون پایانی که از روی خودِ فیلم نوشته.

در واقع نویسنده برای نوشتن کتاب «شاهزاده ایرانی» اومده همون داستان فیلم رو خیلی ناشیانه شاخ و بال داده و بدون هیچ خلاقیت و نوآوری جدیدی خواسته به خواننده القا کنه که با بیست پایان متفاوت روبه رو شده در صورتی که نوزده تای اون فقط تلف کردن وقت بوده.

شخصیت پردازی ضعیف که از ایرادات خود فیلم اصلی بود اینجا هیچ پیشرفتی نکرده. «دَستان» همون پسر سرکشیه که همیشه محور اصلیه قصه های این سبکیه و قراره حلال مشکلات یه ایل و تبار باشه. نویسنده هیچ تلاشی هم نکرده بلکه با تخیل خودش کمی به این کاراکتر بُعد بده. در کنارش نسخه نوشتاریِ «تهمینه» به حدی روی اعصابه و کُفر آدمو در میاره که برای عوض کردن حالمون بعد از خوندن کتاب لازمه فیلمش رو ببینیم بلکه بازیگر دوست داشتنیش این تصویر حرص درار رو بشوره ببره.

رابطه بین دوتا شخصیت اصلی همچنان هیچ عمقی نداره و چنگی به دل نمیزنه؛ و نویسنده حتی سعی نکرده با حادثه محوری کردن داستان این ایراد رو جبران کنه.

شیوه روایت داستان که با زاویه دید دوم شخص و زمان حال ساده پیش میره، روی کاغذ باعث شده نتونم چندان باهاش ارتباط برقرار کنم و نتونسته فضاسازیِ ذهنی لازم رو برام ایجاد کنه. در صورتی که این شیوه در ویژوآل ناولها خیلی تاثیرگذاره و مخاطب رو کاملا درگیر خودش میکنه.

نقد و بررسی کتاب شاهزاده ایرانی
Prince of Persia (2010)

اما بزرگترین ایراد کتاب برمیگرده به زمانی که یه خط داستانی تموم میشه و برای شروع خط داستانی بعدی نمیدونیم که باید به کجای داستان برگردیم و از کجا شروع کنیم. یعنی با یه لحظه غفلت اگه کتاب بسته بشه اصلا نمیدونیم کجای داستان و توی کدوم خط روایت بودیم. در صورتی که در ویژوآل ناولها با یه پایان، سریع به ابتدای مسیر دوراهی برمیگردیم و خط داستانی بعدی رو شروع میکنیم.

کتاب «شاهزاده ایرانی»، قرار بوده با الگوبرداری از شیوه ویژوال ناولها حرکت جدیدی رو وارد داستان نویسی بکنه اما به دلیل نبود خلاقیت داستانگویی در نویسنده ش، کاملا از دست رفته. تنها نکات مثبتی هم که در کتاب وجود داره مدیون فیلمنامه اصلیشه. این کتاب نه یه اثر مبتکرانه از ذهن خلاق نویسنده شه که بشه با همژانراش قیاسش کرد نه یه اقتباس به دردبخوره که بشه بهش مستقل نگاه کرد. شاید بیشترین انگیزه ای که مخاطب ایرانی رو به خوندنش ترغیب کنه، ملیت کاراکتراش باشه؛ اما من تنها دلیلی که برای خوندنش دارم ترجمه عالی و بی کم کاست مترجمشه.

(منبع عکش شاخص، منبع بقیه عکسها بهشون پیوست شده)

برشی از کتاب «شاهزاده ایرانی»

«توس» میگوید: «بامداد فردا حمله میکنیم.»

تو با تصمیم به جنگ مخالفی -چون پدرت ناراحت میشود- اما جلوی زبانت را میگیری. در اینجا توس است که دستور میدهد. اما باز هم … باید به قضیه فکر کنی.

آیا به عنوان شاهزاده ای مسئولیت پذیر و جوان، از دستورات توس اطاعت میکنی و به فرماندهی گُردانِ عقب میپردازی؟یا خودت تصمیم میگیری نقشه ای بکشی؟ نقشه ای که تاحد امکان جلوی خونریزی را بگیری، اما هم خطرِ شکست در آن است و هم خطرِ برانگیختن خشم خانواده ات!

اگر قصد داری نقشه برادرت را اجرا کنی، برو به شماره ۷۴

اگر فکر دیگری در سر داری ادامه بده و برو به شماره ۳

مشخصات کتاب «شاهزاده ایرانی»

  • نام کتاب: شاهزاده ایرانی – شنهای زمان
  • نویسنده: کارلا جابلونسکی
  • مترجم: حسین شهرابی
  • انتشارات: نشر افق
  • نوبت چاپ: چهارم
  • تعداد صفحات: ۱۳۴

نقد و بررسی ها

  • داستان پردازی و شیوه نگارشی1
  • شخصیت پردازی2
  • صحنه پردازی2
  • ترجمه8
  • ارزش دوباره خوندن 1
  • 2.8

    Score

    امتیاز به کتاب با توجه به نوزده پایانی که خود نویسنده نوشته
امتیازدهی کاربر: 0 ( 0 امتیاز )


با معماری هنر را شناختم ، با عمران ریشه / بازار املاک قواعد بازی را به من آموخت / و روزگار به من فهماند / زندگی یعنی هر هشت هنر


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *