در همین ابتدا بگم فیلم «این کار، تنهایی داره» بخاطر حال و هوای خاصش، ممکنه باب طبع همه نباشه. ولی به قدری به من حس خوبی داد که منو وادار کرد ترجمه ش کنم تا بقیه هم ببیننش و مث من ازش حس خوب بگیرن.
- در پایان مقاله ی نقد فیلم ترکی این کار، تنهایی داره (Bu iste Bir Yalnizlik Var )، لینک دانلود زیرنویس فارسی فیلم ترکی Bu iste Bir Yalnizlik Var و آهنگ پایانی فیلم قرار گرفته.
داستانک
محمت درگیر زندگیِ بی سر و سامون خودشه که با گم شدن شوهر عایشه، همسایه طبقه پایینی ش که رفاقت چندین ساله باهاشون داره؛ مجبور میشه بیفته دنبال ردِ شوهرِ گمشده بلکه بفهمه یهو کجا غیبش زده و چه بلایی سرش اومده.
نقدک
فیلم «این کار، تنهایی داره» اقتباس آزادیه از کتابی به همین اسم نوشته ی «تونا کِرِمیتچی».

داستان مردیه به نام مِحمِت که گیتاریست یه گروه راک قدیمیِ دیسبند شده ست. محمت توی بحرانی ترین دوران زندگیشه. زنش ازش جدا شده. شغل درست و درمونی نداره و مجبوره به یه سری بچه بی استعداد موسیقی یاد بده بلکه چندرغاز در بیاره. در ضمن برای اینکه بتونه دخترش رو ببینه مجبوره ادای روشن فکرا رو در بیاره و حضور شوهر نچسب زنشو تحمل کنه.
توی همین گیر و دار یه شب صدای بگو مگوی عایشه و اورهان، همسایه های طبقه ی پایینش بلند میشه. فرداش اورهان شوهرِ عایشه غیبش میزنه. چون محمت و عایشه دوستهای چندین و چند ساله ی همدیگه هستن، عایشه از محمت میخواد که توی پیدا کردن شوهرش بهش کمک کنه. از همینجا محمت درگیر کاراگاه بازی ای میشه که کم کم اونو گلوگیر عایشه میکنه!

فیلم «این کار تنهایی داره» به بحرانی اشاره میکنه که خیلی از آدمها توی سن و سال محمت دچارش میشن. آدمهایی که دهه ی ۲۰ و ۳۰ موفقی داشتن خصوصا هنرمندا ولی بخاطر تغییر ذائقه جامعه کنار زده شده اند و میدون رو باید به جوونترها بدن. درسته تمرکز داستان روی این موضوع نیس، ولی شالوده ی قصه برمیگرده به همین پس زدگی.
حتی اسم فیلم هم داره به این نکته اشاره میکنه که این کار یا همون هنرمند بودن و در دنیای خود بودن، چون از دید جامعه تاریخ انقضا داره و هنرمند با آدمهای دیگه فرق میکنه، در آخر براش تنهایی به بار میاره.

جامعه ای که محمت رو پس زده، زنی که ولش کرده. گروهی که از هم پاشیده و زندگیش که فرو ریخته. تنها دستکی که اونو به این زندگی وصل کرده فقط دختر خردسالشه.
این درونمایه ی تنهایی با تار و پود داستان درهم تنیده شده. از اسم فیلم گرفته تا شخصیت پردازیش، از طراحی صحنه ش گرفته تا فیلمبرداریش، همه و همه دارن فریاد میزنن که این کار تنهایی داره!
اما نکته ای که باعث شده فیلم با وجود یه همچین درونمایه ی سنگینی از ریتم نیفته و بیننده کسل و بی حوصله نشه، انتخاب ژانر معمایی درکنار عاشقانه شه. بعدشم شخصیت پردازیِ عمیق و جذاب کاراکتراشه که باعث شده درامِ کار تا آخر به دل بشینه.

تونا کِرِمیتچی نویسنده ی کتابِ «این کار، تنهایی داره» چون خودش موزیسینه، کاملا حال و هوای درونیِ یه هنرمند رو توی نوشتن شخصیتِ محمت بیان کرده. اما «بوراک گورال» در مقام فیلمنامه نویس با هنرمندیِ تمام تونسته این حس و حال رو از دل کتاب بیرون بکشه و به فیلم تزریق کنه. احساس ِهنرمندی که در جمع بقیه ست، ولی از درون از اونها جداست. هنرِ بوراک گورال فقط به وام گرفتنِ درستِ شخصیت پردازی از کتاب ختم نمیشه بلکه اون اتفاقات داستان رو هم سینماتیک تر کرده. خصوصا که برخلاف کتاب که مخاطب رو در آخر لنگ در هوا ول میکنه، فیلم با یه پایان بندیِ مناسب و لطیف جمع بندی میشه. من واقعا از این فیلمنامه نویس تقدیر میکنم چراکه برخلاف سناریست سریال «قتلهای دوبلین» به جای وفاداری به اثر اصلی، برای مخاطب سینمایی ش احترام قائل شده. درنتیجه فیلمش رو از کتاب مستقل دونسته و اون پایانی رو که دخور داستان فیلمشه نوشته.
شخصیت پردازی فیلم «این کار، تنهایی داره»

محمت بخاطر درک نشدن از طرف محیط اطرافش غرق تنهاییه. کاملا هم از درون بهم ریخته و داغونه ولی اصلا کاراکتر منفعل و بی روحی نداره.
با اینکه فیلم توی همون سکانس اول، با یه فلاش بک به بیننده این گِرا رو میده که محمت هنوز نتونسته طلاقش رو هضم کنه؛ درصورتی که زنش ظاهرا راحت از این مرحله عبور کرده. ولی محمت شخصیت محکم و قوی ای داشته. تاحدی که اگه چیزی رو میخواسته بدون ترس از عواقبش، حاضر بوده برای بدست آوردنش خطر رو هم به جون بخره.

اما چون از همه طرف احساس پس زدگی میکنه، تنهایی رو انتخاب کرده. حاضر نیس به هر قیمتی با آدمهایی که چون نمیفهمنش، پس نمیخوانش، تنهایی ش رو پر کنه.

از طرفی حضور عایشه به عنوان یه هم سن و سالش که اونو درک میکنه و با گذشته ی اون آشناست و از همه مهمتر میدونه اون چه گذشته ی موفقی داشته، باعث آرامش نِسبیشه.
عایشه زن خونگرم و مستقلیه که برخلاف زن قبلیِ محمت، دائما اونو ملامت نمیکنه و ازش ایراد نمیگیره. بلکه همش تشویقش میکنه که دوباره دنبال علاقه و استعدادش بره و آهنگسازی رو از سربگیره. تا بتونه زندگیش رو از این رکود نجات بده.
عایشه حتی با کمک خواستن از محمت برای پیدا کردن شوهرش نشون میده که محمت رو قبول داره و اون رو یه آدم شکست خورده ی تنها نمیدونه چرا که اون رو از درون آدم پُری میبینه.
از طرف دیگه عایشه زندگیِ خودش رو در مقابل زندگیِ محمت میبینه. اون دلش میخواد یکم تنها باشه تا با خودش خلوت کنه. دلیلش هم برای پیدا کردن شوهرش پر کردن تنهاییش نیس بلکه فقط میخواد بفهمه چرا غیبش زده.

با اینکه بیننده چندان در جریان گذشته ی محمت و عایشه قرار نمیگیره، اما با دیالوگهایی که بینشون رد و بدل میشه میفهمه رابطه ی اونا عمیقتر از چیزیه که حتی خودشون فکر میکنن. اما انتخابهای اشتباهشون کاری کرده که با آدمهای اشتباهی در زندگی همراه بشن و در نتیجه نه تنها از طی کردن مسیرشون لذت نَبُردن بلکه از هدف اصلی شونم که آرامشه دور شدن.

اما گم شدن شوهرِ عایشه باعث میشه محمت از مشکلات خودش منحرف بشه. در ضمن به خاطر خلاء عاطفی ای که داره جذب مهر و محبت عایشه میشه. درحدی که پیگیریش برای پیدا کردنِ شوهر عایشه هم بخاطر اینه که نمیخواد اون به عنوان کسی که براش عزیزه حس تنهایی و خلائی رو تجربه کنه که خودش گرفتارشه. ولی وقتی که میفهمه عاشق عایشه شده، تازه بار مشکلاتش چند برابر میشه!

با اینکه بار عاشقانه ی فیلم روی رابطه ی محمت و عایشه ست ولی رابطه ی پدر و دختریِ محمت و دخترش اِزگی جنس لطیف و شیرینی داره که قشنگیِ فیلم رو دوچندان کرده. انگار ازگی تنها دلیل محمت برای ادامه ی این زندگیِ بی هدف و پوچشه.

جدا از تم معمایی و عاشقانه ی فیلم و ارتباط قوی و عمیق محمت و عایشه که منو جذب داستان کرد، باید بگم درواقع شخصیت خودِ محمت بود که منو تا انتهای فیلم «این کار، تنهایی داره» به دنبال خودشکشوند. چراکه این کاراکتر به شدت برام قابل لمس بود و میتونستم راحت باهاش همذات پنداری کنم. به همین دلیله که همون ابتدای مقاله گفتم فیلم «این کار، تنهایی داره» رو هرکسی نمیپسنده. فقط اونایی باهاش ارتباط برقرار میکنن که این حس «در میان جمع باشی و دلت تنهای تنها» رو تجربه کرده باشن.
درکنار شخصیت خاصِ محمت و کارکتر دوست داشتنیِ عایشه، حضور شخصیت بانمک و بامزه ی آلتان دوست و همگروه قدیمیِ محمت به فیلم چاشنیِ کمدی هم اضافه کرده بود. رفیق با معرفتی که با هر حرفی که میزنه روح بیننده رو شاد میکنه. به خصوص پند و اندرزهایی که به محمت میده!
جا داره اعتراف کنم تنها دلیلی که اولش منو ترغیب کرد فیلم «این کار، تنهایی داره» رو از یوتوب دانلود کنم و با وجود نداشتن زیرنویس فارسی ببینمش، فقط و فقط وجود «اِنگین آلتان دوزیاتان» توی این فیلم بود!
بعد از دیدن سریال شاهکار «قیام ارطغرل» و بازیِ خارق العاده ی انگین در نقش ارطغرل، من به یکی از فنهای پر و پاقرصش تبدیل شدم. جنس بازیِ انگین طوریه که کاراکترشو بازی نمیکنه بلکه اونو تمام کمال زندگی میکنه. فقط با نگاهش بیننده میتونه تمام احساسات شخصیتش رو درک کنه.

توی فیلم «این کار، تنهایی داره» هم باز انگین آلتان دوزیاتان از همون سکانس اول با نشون دادن کلافگیِ محمت بهمون میفهمونه که کاراکترش از اینکه همرنگ جماعت بشه خسته ست. اون کاملا تونسته حس طردشدگیِ محمت و احساس سرخوردگیش رو نشون بده. ولی درعین حال بخاطر حالت کاریزماتیکی که داره باعث شده کاراکترش شل و وارفته به نظر نیاد.

با اینکه وزنه ی اصلیِ فیلم رو دوش انگینه اما حضور اوزگوئه که کاری کرده فیلم به دل بشینه. چراکه ذات دوست داشتنیِ خودِ اوزگوئه که تمام کاراکتراش رو دلنشین میکنه. «اوزگو نامال» قبلا با سریالهای «عمارت سراب» و «مرحمت» نشون داده بود که توی بازیِ طبیعی استاده. اون اینجا توی فیلم «این کار، تنهایی داره» هم مثل همیشه خودمونی و بی غل و غش بازی کرده. با بازیِ چشمیِ خوبش تونسته بده بستون جذابی با انگین داشته باشه. درنتیجه رابطه ی بین عایشه و محمت رو شیرینتر کرده.
همین نکته باعث شده که با وجود اینکه به نوعی یه تابوشکنیِ ریزی توی داستان در جریانه ولی بیننده حس بدی نداشته باشه. چرا که نگاهها و رفتارهای اوزگو کاملا دوستانه ست. محبتهایی که عایشه به محمت میکنه به هیچ عنوان رنگ و بوی اغواگری نمیده. در ضمن همین شیمیِ دوست داشتنیِ بین انگین و اوزگوئه که تبدیل رفاقتِ کاراکتراشون رو به رابطه ی عاشقانه برای بیننده باورپذیر کرده. این ارتباطِ ملموسِ بین بازیگرا برای من بازم تداعی کننده ی شیمیِ فوق العاده ی بازیگرای سریال «قتلهای دوبلین» بود.

نمیشه از بازیِ خوب «مَروه آتِش» در نقش «اِزگی» دختر محمت چشم پوشی کرد. مروه با اینکه توی این فیلم حدود هفت هشت سالشه ولی کاملا طبیعی و به دور از اغراق بازی کرده. اون در عین اینکه ناز و شیرینه، قشنگ با انگین و اوزگو هماهنگه. درنتیجه کاری کرده که هم رابطه ی پدر و دختریش با انگین، هم رابطه ی صمیمیش با اوزگو باورپذیر و قابل قبول دربیاد. طوریکه بیننده همون اندازه که دو کاراکتر اصلی رو دوست داره، به اونم علاقه پیدا میکنه.
کارگردانی فیلم «این کار، تنهایی داره»
از بازیگری بگذریم، همون طور که قبلا اشاره کردم، تمام عناصر فیلم «این کار، تنهایی داره» در خدمت درونمایه ی داستان و به نوعی در خدمت شخصیت محمت هستن . طراحیِ صحنه و لباس هم به نشون دادن بهم ریختگیِ کاراکتر محمت کمک میکنه.

خونه ی شلخته ی محمت نمادی از زندگیِ آشفته و حال روحیِ خرابشه. لباسهای ساده ش که هیچ شباهتی به راکرها نداره، نشون دهنده تفاوتش با بقیه ی هم صنفی هاشه.

از طرف دیگه خونه و محل کارِ پر رنگ و لعاب عایشه روحیه ی شاد و شنگول اونو نشون میده. عایشه ای که قراره با رفتار گرمش نجات دهنده ی زندگی سرد و بیروح محمت باشه.

هنر کارگردان «کِتچه» فقط به اقتباس تر و تمیز از کتابِ تونا کِرِمیتچی بخاطر تمام نکات سینماتیکی که اشاره کردم ختم نمیشه. اون توی فیلم «این کار، تنهایی داره» خواننده ی جدیدی به نام «عطیه» رو هم معرفی کرده. درسته کاراکتر این خواننده ی نوظهور توی کتابِ اصلی وجود داره ولی این حرکت تبلیغاتیِ کارگردان انقد شیک و مجلسی انجام شده که به هیچ عنوان تو ذوق بیننده نمیخوره. برعکس کلی هم از اجراش لذت میبره! حتی توی متن ترانه ای که عطیه اجرا میکنه نه فقط اسم فیلم گنجونده شده بلکه کل ترانه، چکیده ی تمام بالا و پایینهای زندگیِ محمته!
فیلم «این کار، تنهایی داره» یه درام عاشقانه، معماییِ عمیق با یه حال و هوای خاصه. داستان هنرمندیه که روزهای اوجش رو به افول رفته و الان درگیر زندگیِ متلاطمشه. مرد تنها و ناامیدی که برای پیدا کردن شوهرِ دوستش راهی مسیری میشه. ولی در عوضش امید به زندگی رو در کسی پیدا میکنه که دور از دسترشه. با اینکه فیلم کلیشه های زیادی از ژانر عاشقانه و معمایی رو داره ولی دیدنش رو بخاطر پایان بندیِ لطیف حس خوبی که به بیننده منتقل میکنه، واقعا توصیه میکنم.
دیالوگ فیلم ترکی «این کار، تنهایی داره»
- دیالوگ بین محمت و همسر اولش نازلی سر خاکِ استادِ محمت

محمت: مرد خوبی بود. اما توی تنهایی مُرد. واسه یه عالمه آدم اجرا کرد اما بازم توی تنهایی مُرد!
نازلی: خودش خواست که اینجوری باشه. اون بخاطر تمام اشتباههایی که کرد، تنها مرُد!
- دیالوگ بین عایشه و محمت بعد از گم شدن شوهرش

عایشه: تو {توی خونه ت} نه ساعت داری، نه اینترنت، نه تلویزیون. اما عکس دخترتو داری، آهنگتو داری، گیتارتو داری. خونه ی تو در برابر مالِ من یه دنیای گنده س!
محمت: یه دنیای بزرگ که از درون خالیه!
سکانس فیلم ترکی «این، کار تنهایی داره»
- سکانس درد و دل کردن محمت با دوستش آلتان.

دانلود زیرنویس فارسی فیلم ترکی Bu iste Bir Yalnizlik Var
دانلود آهنگ پایانی فیلم «این کار، تنهایی داره» به نام Yetmez با اجرای خواننده عطیه
(منبع تصویر شاخص، منبع عکسهای غیراوریجینال بهشون پیوست شده)
























