تمرین اول فیلمنامه نویسی – روزانه نویسی – حرص

1115
تمرین جلسه اول کلاس فیلمنامه نویسی
نویسندگی
داستان نویسی
روزانه نوسی
روزانه نویسی ثابت ترین گام برای نویسندگی

طبق گفته استادمون توی جلسه اول کلاس، برای تمرین فیلمنامه نویسی باید مِن بعد روزانه نویسی انجام بدیم.

منم اتفاقی رو که توی هفته گذشته برام افتاده بود یادداشت کردم.

فقط با این تفاوت که اومدم زاویه دید رو روی فرد دیگه ای قرار دادم و به زمان حال ساده نوشتم. تا تمرینی هم باشه برای شرح صحنه نویسی توی فیلمنامه

تمرین فیلمنامه نویسی

«حرص»

روبه روی در شیشه ای مغازه ش ایستاده و به داخلش نگاه میکند. کارمند قدیمیش آمده تا به کارمند جدیدش سر بزند.

پُک دوم سیگارش را عمیقتر میکشد. گلوش میسوزد. چشمانش را کمی تنگ میکند، به نظرش آن دو نفر زیادی صمیمی شده اند. دود سیگارش را با فشار از بینی و دهان بیرون میدهد.

تمرین جلسه اول کلاس فیلمنامه نویسی
با حرص توی مغازه رو نیگاه میکنه

ناگهان کارمند جدیدش قهقهه میزند و قدیمیِ روی پاهاش میکوبد.

از حرص سیگارش را نصفه زمین می اندازد و بدون اینکه خاموشش کند به سمت مغازه هجوم میبرد.

از در که وارد میشود کارمند جدیدش حتی صورتش را هم به سمتش برنمیگرداند.

تک سرفه ای میکند.

قدیمیِ برمیگردد و درحالی که دارد با دست اشکهای گوشه چشمش را پاک میکند براش سری تکان میدهد و دوباره روبه دوستش میکند.

دلش میخواهد سیگار دیگری روشن کند اما جلوی خودش را میگیرد و وسط صحبتشان میپرد:

تمرین جلسه اول کلاس فیلمنامه نویسی
گل میگن گل میشنفن

“میبیینم که شما دوتا باز لبخند ژپونتون براهه. جریان چیه؟”

آن دو نفر بهم نیم نگاهی میکنند و پقی زیر خنده میزنند. جدیدِ زودتر میتواند خودش را جمع و جور کند به سختی جلوی خنده ش را میگیرد:

“یکم قضیه ناموسیه. شرمنده نمیتونیم بهتون بگیم”

قدیمیِ که روی پاهاش بند نیست چندبار نفس میگیرد ولی دوباره قهقهه ش بلند میشود.

از دیدن شانه های لرزان و چهره های گل انداخته آن دو نفر کم کم حرصش به عصبانیت تبدیل میشود. بی هیچ حرف دیگری از مغازه بیرون میرود.

بلافاصله سیگارش را در می آورد. چندبار فندک میزند اما روشن نمیشود. لگدی به لبه ی جوب میزند و زیرلب فحشی میدهد.

سرش را بر میگرداند و نگاه دیگری به داخل مغازه می اندازد. این بار سرشان را بهم نزدیک کرده اند و در گوش هم پچ پچ میکنند.

همان طور که زیرچشمی میپایدشان در جیبش به دنبال کبریت یا فندک دیگری میگردد تا خشمش را دود کند. صدای دینگ دینگ موبایلش می آید.

تمرین جلسه اول کلاس فیلمنامه نویسی
انتقام نزدیکه!

گوشیش را در می آورد و به صفحه ش نگاه میکند. گوشه لبش بالا میرود.

همیشه دیدن پیامک واریز پول خوشحال کننده است.

چشمش به تاریخ بالای پیغام میخورد. لبخندش وسیعتر میشود. فردا روز حساب و کتاب با کارمند جدیدش است.

به سمت مغازه برمیگردد. با کارمند جدیدش چشم توی چشم میشود. پوزخندی میزند و زیرلب میگوید:

“بذار بینیم فردام اینجوری میخندی؟!”

دوباره سیگارش را گوشه لبش میگذارد و اینبار با اولین فشار، فندکش روشن میشود. پُک عمیقی میزند و چند لحظه از سوزش گلوش لذت میبرد.

بعد به آرامی دودش را بیرون میدهد و دست به جیب سلانه سلانه به سمت ماشینش میرود.

کارمند جدیدش که دور شدنش را میبیند میگوید:

“چقد شانش داری، هنوز حرف از دهنم بیرون نیومده شاهد از غیب رسید خودش اومد زنده جمله قصارشو تکرار کرد!”

قدیمیِ به سمت در گردن میکشد. وقتی مطمئن میشود که او به اندازه کافی دور شده از دوستش میپرسد:

“اینا رو ولش کن، عوضی پول تو رو هم میخوره؟”

تمرین جلسه اول کلاس فیلمنامه نویسی

نظر استاد فیلمنامه نویسی

به من گفتن که معلومه میتونی بنویسی کاش به صورت داستان نبود و مثل یه خاطره یا دلنوشته بود.

سعی کردم توی تمرین دوم اصلاحاتی رو انجام بدم.

(منبع تمام وکتورهای استفاده شده)


با معماری هنر را شناختم ، با عمران ریشه / بازار املاک قواعد بازی را به من آموخت / و روزگار به من فهماند / زندگی یعنی هر هشت هنر


4 thoughts on “تمرین اول فیلمنامه نویسی – روزانه نویسی – حرص

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *